السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
154
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
2 - حديثِ بىسند ، با حديثى كه پيشوايان حديث روايت كردهاند ، توان معارضه ندارد حديثى كه اصلًا سندى ندارد ، نمىتواند با حديثى معارض باشد كه پيشوايان حديث آن را نقل كردهاند . روايتى را كه بزرگان دانشمندان اهل سنّت آن را روايت كرده و بر آن تصريح نمودهاند ، صحّت حديث نور را ثابت مىكند و در حدّ معارضه با حديثى كه بىسند است و راويانش شناخته نشدهاند ، نيستند تا ببينيم ثقه هستند يا نيستند . 3 - تصريح و نصّ برخى از بزرگان بر ضعف آن حديث قاضى ثناءاللَّه - كه به اعتراف دهلوى در كتاب « اتحاف النبلاء » بيهقى زمان خود مىباشد - بعد از نقل حديث نور و معارضهاش با حديث خلفا ، تصريح كرده است به اينكه حديث خلفا ضعيف است . عين عبارت او چنين است : اين حديث هرچند ضعيف است ، لكن در اسنادش كسى كه متّهم به كذب باشد وجود ندارد . « 1 » اشاره به اين نكته شايسته است كه « كابلى » به همين سخن بسنده كرده كه « در اسنادش كسى كه متّهم به كذب باشد وجود ندارد » و « دهلوى » به عبارت « فىالجمله » اكتفا نموده است . . . تمام اين عبارات به خاطر آن است كه تصريح به ضعف حديث نكنند و به حق گردن ننهند . 4 - استدلال دهلوى به اين حديث ، با آنچه كه خود ملتزم به آن است ، مخالفت دارد دهلوى چنين گفته است : قاعدهى ثابت شده در نزد اهل سنّت چنين است : هر حديثى كه در كتابى باشد كه نويسندهى كتاب ملتزم به صحّت آن نباشد ( مثل كارى كه بخارى و مسلم و ديگر صاحبان كتب صحاح كردهاند ) شايسته براى احتجاج نيست . « 2 » بر اساس قاعدهى دهلوى ، اين روايت شافعى را در كتابى كه بدينگونه باشد ،
--> ( 1 ) . سيف مسلول : حديث هشتم . ( 2 ) . تحفه اثنا عشريه : 213 .